تبليغاتX
در بدر در کوچه های غریبی

2roghgoo2009

داش مجیدسوزوکی

2roghgoo2009

http://2roghgoo2009.blogfa.com

در بدر در کوچه های غریبی

در بدر در کوچه های غریبی

در بدر در کوچه های غریبی

تیم بازی امتیاز
1 سپاهان 16 31
2 ذوب‌آهن 16 30
3 استقلال 16 27
4 استيل‌آذين 16 27
5 پرسپوليس 16 26
6 پيكان 16 25
7 مقاومت 16 24
صداقت

در بدر در کوچه های غریبی

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

در بدر در کوچه های غریبی 
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ ثبت دامنه آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

صداقت
موضوعات
 

 

 
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  امان از بی پولی ...
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه نوزدهم آبان 1388

بازیکن تیم فوتسال استقلال مصاحبه ای داشتند در حد تیم ملی که کلی باعث تاسف  و خنده شد . ایشان که تیمشان به خاطر عدم ارسال اسامی به یک دسته پایین تر یعنی دسته سوم (همانجایی که در رشته فوتبال قرار داشتند) سقوط کردند خوشحال بود مصاحبه ملس  در ارتباط مدیریت جناب واعظ داشتند . ایشون  فرمودند : ما در اردوی شهر تبریز به خاطربی پولی بازیکنانمان در به در دنبال آگهی ترحیم میگشتیم که برویم شکممون را سیر کنیم . حالا تصور کنید چقدر باعث تاسف است که یک باشگاه عریض و طویلی مثل استقلال عاجز از سیرکردن شکم بازیکنان فوتسالش شده . بدبختی این روزا مجالس ختم دیگه مثل قدیم بعداز نماز مغرب و عشا نیست که طرف مجبور به شام دادن بشه . خیلی طرف رو عزت کنند از ساعت ۲ الی ۴ بصرف میوه و چایی اونم چی میوه رو توی ظرف یه بار مصرف میزارند یک چیزیم دورش میکشند که طرف نخوره برگرده دوباره به خودشون . یه توصیه دارم  اونم اینه که فقط مسئولان تدارکات تیمها قبل از برپایی اردوهاشون در خارج از شهر و کشور بروند بگردند کجا مراسم عروس برپاست . چون ۲ حسن داره : یکی اینکه باعث افزایش روحیه بازیکنان میشود و دیگری علاوه بر میوه و شیرینی چند نوع غذا هم میل می فرمایند . بهرحال سفارش می کنیم که خانواده عزاداران و داغدیده هم فکر شام باشند و این سنت حسنه را فراموش نکنند . باور کنید ثواب داره و باعث شادی و خنده  روح میتشان میشود...

نوشته شده توسط داش مجیدسوزوکی ,

  کدامیک را سوار میکنید؟
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه نوزدهم آبان 1388
یك شركت بزرگ قصد استخدام تنها يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه تنها يك پرسش داشت. پرسش اين بود :

شما در يك شب طوفاني سرد در حال رانندگي از خياباني هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستيد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند.

يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را براي سوار نمودن بر گزينيد. كداميك را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را بطور كامل شرح دهيد :

پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد ....

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خواهشا قبل از اینکه پاسخ را بخوانید جواب بدهید  و تقلب نکنید .

نظر خودم : پیرزن که چند صباح دیگه میمیره  دکتر هم بعد از نجات جواب سلام منو هم نمیده تازه ویزیت دوبله و سوبله هم از آدم میگیره ... تنها کسی که برای آدم میمونه و هم میتونه طبیب باشه و هم پرستار خانم موردنظر است پس جواب من خانم بود ....

شما <<<<>>>>

و ................

........................

...................

.......

پاسخ:

اعدتاً اين آزمون نمي‌تواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خاص خودش را دارد.
پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.
شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً او جان شما را نجات داده و اين فرصتي است كه مي‌توانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.
شما بايد شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.

از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، تنها شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود :
سوئيچ ماشين را به پزشك مي‌دهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس مي‌مانيم.

پاسخي زيبا و سرشار از متانتي كه ارائه شد گوياي بهترين پاسخ است و مسلما همه مي‌پذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نمي‌كند. چرا؟

زيرا ما هرگز نمي‌خواهيم داشته‌ها و مزيت‌هاي خودمان را (ماشين) (قدرت) (موقعيت) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهي‌ها، محدوديت ها و مزيت‌هاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم.

تحليل فوق را مي‌توانيم در يك چارچوب علمي‌تر نيز شرح دهيم: در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار مي‌گيرد.

در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديت‌هاي محيطي خود، استفاده مي‌كند و قادر نمي‌گردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند.

تفكر جانبي سعي مي‌كند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند.

در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيت‌هاي خود را ببخشيم مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم.

شايد خيلي از پاسخ‌دهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همسر روياهاي خود را به دست آورند. بنابراين چه چيزي باعث مي‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند.

دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نمي‌كنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نمي‌گذارند. اكثريت شركت‌كنندگان خود را در اين چارچوب مي‌بينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه مي‌توانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكرده‌اند.

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط داش مجیدسوزوکی ,

  ثبت در تاریخ
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه هجدهم آبان 1388

این روزها و گذران آن در دفتر تاریخم  بعنوان یادگاری ثبت میشود ...

پس افسوس نمیخورم چون باید سرنوشتم اینگونه نوشته شود . جالبترین نکته زندگی همون

سرنوشتیه که خدا بدست خودمون می نویسه و ما فکر میکنیم خودمان داریم سرنوشتمون رو

تعیین میکنیم . پس یک سوال برای چی داریم زندگی میکنیم وقتی که خدا اینگونه برامون

نوشته  . با چند سوال کوتاه با تفکر مکاتب دیگر: آیا ما آفریده شدیم که چرخهای صنعت رو تا آخرین روز دنیا بچرخانیم ؟

آیا آفریده شدیم صبح دعای صباح و ظهر تعقیبات نمازظهر و شب دعای کمیل و توسل بخوانیم؟

آیا آفریده شدیم چوب لای چرخ همدیگر بزاریم و دیگران را نردبان ترقی خودمون قرار دهیم؟

آیا آفریده شدیم بمب و هواپیما و موشک و تانک و مسلسل و ... بسازیم و بر سر بی گناهان و طفلان معصوم و زنان بی دفاع بیاندازیم؟

و سوالات بسیار که هنوز متوجه نشدم برای چی به دنیا اومدم ؟؟ سرنوشتی که از قبل برایم نوشته شده بود و فلسفه سرنوشت خودمان را خودمان بنویسم را هم متوجه نشدم .

اصلا عدالت دنیا را چه میشود که یکی تا دوران پیری پدر و مادر و خواهر بالای سرش هست و از نعمتشون استفاده میکند  و دیگری از بدو تولد نه پدری و نه مادری و نه شونه آرام بخشی که بتونه بهش تکیه کنه و باید غریبانه زندگی کند و هیچکس کمکی بهش نکند؟ این روزا به انسان بودن خودمون شک میکنم . همراه با پیشرفت علم و آهنی شدن ابزار آلات خودمان هم تبدیل به انسانهای آّهنی شدیم .

پ.ن : یه جورایی از این زندگی  احساس خستگی میکنم . توی خانواده و دوستان افکارم را بر مبنای بیکاریم میدونند و میگن بیکاری بدجوری تاثیر روت گذاشته . باید بعرض برسانم :

هر کسی یه استعداد و توانایی و طرز فکری داره . من نمیتونم خودمو گول بزنم مثلا خودمو با یک مکانیک مقایسه کنم . طرز زندگی من با مکانیک زمین تا آسمان فرق میکنه یا با یک بازاری که نود درصدشون اگه بیست درصد سود ربا نخورند بازاری نیستند برابری کنم .در کل هر کسی یه خمیر مایه ای داره . ...خمیرمایه من با کلاه برداری و مال مردم خوری و با دوز کلک سازگار نیست . دوست دارم توی کارم صداقت داشته باشم . از راه راستی و درستی نون بخورم . حتی ۵ ریال مدیون کسی نباشم . اگه نتونم راه حلی پیدا کنم که بشه هم درست زندگی کرد و هم در آمد داشت و هم درست زندگی کرد بهتر که بیکار بمونم تا زندگیم تموم بشه...

نوشته شده توسط داش مجیدسوزوکی ,

  غریزه جنسی
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه هفدهم آبان 1388

چند سوال کوتاه و مختصر :

غریزه جنسی یا شهوت یک چیزیه که همه دوست داریم ولی انجامش را انکار میکنیم . حال یک سری سوال دارم:

غریزه جنسی چیه ؟ اصلا چیز خوبیه یا بد؟

اگه چیز خوبیه پس چرا ابرازش را فحشا یا گناه کبیره می خوانیم ؟

اگه چیز بدیه پس چرا خدا در وجودمان قرار داده .

خب شاید خیلی ها بگن که خدا غریزه و شهوت را قرار داده که نسل انسانها افزایش پیدا کند و انسان از زندگی در دنیا لذت ببرد .

حال بازم این سوال در ذهنم خطور میکند :

خب تکلیف امثال من که نمیتونیم بنا به دلایلی ازدواج کنیم چیه؟ باید سرکوب کنیم . از ابرازش بپرهیزیم؟اصلا انکارش کنیم ؟

روانشناسان سرکوب غرایز رو بیماری میدونند .حتی یک بیماری خطرناک می شناسند. و  برخی سرکوب غرایز را نشان از بیماری روحی و روانی میدونند .

خب اگه وسعت هم بهش بدیم فحشا میشود . پس تکلیف چیست؟

علما میگن : تکلیف عبادت است و نماز و دعا و روزه ... خب بازم سوال مگه چند انسان توی این دنیا وجود داره که اینگونه باشه . شاید زمانهای قدیم چنین امری میسر بود . هرچند اون موقع شرایط ازدواج آسان بود . و ساختار خانواده ها هم محکمتر از حالا بود . هنوز این سوال را از خودم می پرسم  : تا کی و چه وقت باید غریزه ام رو سرکوب کنم ؟ شما در مذهبی ترین شهر هم برید بازم چشمتون به انواع و اقسام رنگها و خوشگلیهایی می اندازه که هرچقدرم مومن باشید نمیتونید خودتون رو کنترل کنید  . و اینکه نمیتونید توی خونه خودتون رو حبس کنید .

ازدواج تنها دوای درد غریزه است اما داروی کمیاب و نادر و شاید کشنده ای هم باشه البته نه بخاطر خود دارو بلکه بخاطر موادی مضری که بر پیکره آن میزنند و زود خاصیتش از بین می برد ....

نوشته شده توسط داش مجیدسوزوکی ,

  ریزعلی و زبان فارسی
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه چهاردهم آبان 1388

الان که دارم مطلب می نویسم ریزعلی خواجوی همان دهقان فداکار میهمان یه برنامه تلویزیونی است . اما یه سوال دارم . سوای کارخوبش و قابل تقدیرش اما چرا تا حالا زبان فارسی را بلد نیست؟ درست که آذری زبانها دارای زبان شیرینی هستند ولی فارسی عسله . بهرحال یادش بخیر ریزعلی و چوپان دروغگو و پترس و ... شخصیتهایی که هیچ وقت نتونستند روی روحیات ما اثر بگذارند . طرف را توی شکمش میزنند و کیف پولش را میدزدند و هیچ کس از خودگذشتگی نشون نمیده و با گفتن: به من چه !! رد میشود و طرف لحظه به لحظه دروغ میگوید و با دروغ رزق و روزی پیدا میکند . و تمام فضائلی که در بچه گی خوندیم و در بزرگسالی با رذائل جواب دادیم....

نوشته شده توسط داش مجیدسوزوکی ,

  حج...
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه دهم آبان 1388

این روزها همه دارند میرند حج و زیارت خانه خدا و انشالله خدا قسمت دوستان خوبم بکنه . اما توی این چند وقت فکر میکنم آیا این حجها همه درسته ؟ پیش خودم میگفتم : اینها محاله که ربا نخورده باشند . محاله که به کسی تهمت نزده باشند . توی فوتبال یکسالی که من با اسم ... آشنا شدم . فقط کارش مصاحبه و تهمت و افترا به این و آن بود . حتی تا یک هفته پیش بیانیه علیه این و اون صادر میکرد . حالا این آقا میخواد بره خونه خدا چی چی بگّه؟ آیا برگرده همان روند را ادامه میده یا کل مسیر زندگی اشو اصلاح میکنه . یا یکی دیگه که حتی توی حج هم به فکر سود بانکی اشه . مثلا خودم شوخی شوخی دارم ربا میخورم و خودم را به خواب زدم . حالا فردا روز برم حج اون حج من آخه چه فایده ای داره؟ بنظرم بانکها شیرین ربا رو بهم میخورانند .


ای قوم به حج رفته کجایید کجایید     معشوق همین جاست بیایید بیایید

                       *****************************

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار     در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

              *************************************

گر صورت بی​صورت معشوق ببینید       هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

        ******************************************

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید              یک بار از این خانه بر این بام برآیید

****************************************************

آن خانه لطیفست نشان​هاش بگفتید         از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

******************************************************

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت                  یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

**********************************************************

 با این همه آن رنج شما گنج شما باد            افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

ای قوم به حج رفته با صدای شکیلا

نوشته شده توسط داش مجیدسوزوکی ,

  کرم روانشناسی
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه هفتم آبان 1388

ما همه جور کرمی(kerm) داریم . کرم خاکی کرم بدنی کرم روانی و ..

اما منظورم کرم روانیه . کرم روانی بنده همینه که میخوام از همه چیز سر دربیارم . کاری هم ندارم که هزینه اش چقدر میشه ولی دوست دارم سر در بیارم . مادر مرحومم می گفت :‌خدا عاقبتت رو به خیر کنه امیدوارم نخواهی مواد  و مخدرات رو هم امتحان کنی ؟!!! هرچند شکر خدا به اون مرحله نرسیدم اما هیچ وقت نمیخوام امتحانش کنم . اگه کرمم بخواد بره طرف اون چیزا از وسط دو شقه اش میکنم ... بهرحال کرم این روزهای من تست انواع و اقسام مواد خوراکی و پوشاکی و .... است . بعضی وقتها سر همین کرم لعنتی خیلی ضرر هم میکنم .  باید مواظب این کرمه بود . خصوصا یه داداش کوچولو داره بنام کرمک که اگه باهم جفت بشن پدر صاحب بچه رو در میارند ....

گفتم کرمک یاد یه خاطره افتادم . بچه که بودم بایکی از دوستام رفته بودیم دوچزخه سازی اون موقع یه کش پلاستیکی برای چرخ بود بهش میگفتند کرمک که توی تیوب قرار میگرفت . هیچی این بیچاره نمیدونست چی بگه دل رو زد به دریا و گفت : آقا کرمک دارید؟ طرف فکر کرد داره بهش فحش میده تا اومد بزنه توی گوش این بنده خدا!!! دویدیم جلو گفتیم بابا جان ایشون کرمک تیوب دوچرخه میخواد و یه جورایی از یه چک آبدار نجاتش دادیم...

نوشته شده توسط داش مجیدسوزوکی ,

  صمدخان و استقلال در راه سقوط...
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه ششم آبان 1388

خب استقلال هم داره بحول و قوه الهی یواش یواش به رده های پایین تر سقوط میکنه . اینم نتیجه اعتماد به امتحان پس داده ای مثل صمدمرفاوی که نشون داده بلد نیست حواشی فوتبال را جمع کند . واقعا معیاره انتخاب یک مربی در تیمهای ایرانی چیه؟ یک شبه علی دائی را سرمربی تیم ملی بزرگسال قرار میدیم . یا یک شبه منصوریان را سرمربی یک تیم لیگ برتری قرار میدیم . یا به زور بازیکن را بعنوان سرمربی و سرپرست و ... قرار میدهیم . به راحتی مربیان جوانمان را نابود میکنیم و مربی خارجی استخدام میکنیم . در باشگاههای ما مربیان چه حکمی دارند ؟ مثلا در استقلال مربی با بازیکن قرار داد می بندد و برای پول قرار داد بازیکنان شخصا  دست به دامن جامعه مرغ فروشان میشود در صورتی که مربی وظیفه اش چیزی غیر از پیدا کردن اسپانسرینگ است . و در پرسپولیس مدیر عامل از تدارکاتچی گرفته تا بازیکن و ارنج بازیکنان را مدیرعامل خود شخصا انجام میدهد اما پولسازی که وظیفه یک مدیرعامل است را طفره میرود و مانند گداها دست جلوی سازمان دراز میکند!! . ما خیلی از مربیان جوان را بدست خودمان نابود کردیم . در همین پرسپولیس افشین پیروانی را بعنوان کمک آوردیم ولی بعدش با رفتن افشین قطبی پیروانی جوان را که سابقه سرمربی گری در هیچ تیمی را نداشت را بعنوان سرمربی تیمی پرحاشیه ای کردیم و سپس با حیاکن رها کن این مربی جوان را نابود کردیم . مطمئنا اگر افشین پیروانی هفت هشت سال دیگر سرمربی پرسپولیس میشد یک مربی کاملا موفق بود . امیر قلعه نوعی و علی دائی را به یکباره سرمربی تیم ملی بزرگسالان کردیم بدون هیچ دلیل عامه پسندی . شاید بقول بیژن ذوالفقارنسب اگر امیر قلعه نویی شش سال دیرتر سرمربی تیم ملی میشد موفق تر بودو فوتبال ملی هم ضرر نمیکرد . بهرحال مطمئنا تا سه بازی دیگر سرمربی تیم استقلال جایش را به یک مربی جوانتر خواهد داد . حالا امیدواریم این عزل و نصب ها باعث از بین رفتن سرمایه های فوتبالی این مملکت نشود .


مطلب بی ربط:

میخواستم یه پست جدید  بزارم برای این موضوعم ولی دیدم چون سال اصلاح مصرفه توی همین پستم قرارش دادم . این مطلب را بخوانید و کمی تامل کنید و در آخر به سوال من جواب دهید:

پخش فیلم مستهجن در قطار تهران مشهد

حوادث  - در یکی از قطارهای تهران مشهد به جای فیلم‌های سینمایی معمول، فیلم مستهجن پخش شده که موجب نارضایتی مسافران شده است.

سایت آینده خبر داد:

این در حالی است که مسافران این قطار اکثراً برخی فرماندهان و پرسنل سپاه پاسداران و برخی روحانیون بوده‌اند که به این موضوع واکنش نشان داده‌اند.

مشخص نیست پخش این فیلم ناشی از اشتباه بوده و یا آن که عده‌ای عمداً چنین اقدامی انجام داده اند.

اگه شما جای این برادران بودید چه عکس العملی نشان میدادید؟!!! من که میگم خوشبحالشان  توی این قطارها که تلویزیونشون دائم خاموشه حداقل یه چیزی دیدند . حداقل حوصله اشون سر نرفته .

نوشته شده توسط داش مجیدسوزوکی ,

  رفتیم !!!!
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه پنجم آبان 1388
 
پ.ن: این خداحافظی با دوستان گلی بود که دل از وبلاگم بریدند رفتند دنبال زندگی خودشون انشالله خوشبخت بشند انشالله همه دوستانم اینجوری برند و منم باهاشون اینجوری خداحافظی کنم 
نوشته شده توسط داش مجیدسوزوکی ,

  ظرفیت/////
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه چهارم آبان 1388

با اینکه کلی زمین و ملک دارم ولی تا به امروز مبلغ بالای سی میلیون توی حساب شخصیم ندیدم . ناشکری نمیکنم هیچگاه دستم جلوی کسی دراز نکردم  اما اونچه که توی ذهنم حساب میکنم رو هیچ وقت بهش نرسیدم . شاید دید تجاریم کم بوده ؟!! یا ظرفیت اینکه مبلغی بیش از چهل یا پنجاه میلیون داشتن را ندارم . همیشم تا پای چشمه میرم ولی لب تشنه برمیگردم . امروز بس که کوچه پس کوچه ها رو برای پیدا  کردن یک مغازه گشتم دیگه نایی برام نمونده . پیش خودم میگم: اخه بدبخت ! اینهمه خدا بهت داده پس توی زندگیت چه غلطی کردی که خدا گره محکم زده ؟!!! حداقل فقط یک قواره زمین می فروختی یک مغازه کوچیک می خریدی اینهمه سال این در و اون در نمیزدی و از کس و ناکس کرنش نمیکردی . فکر میکنم هنوز ظرفیتشو ندارم شایدم وقتی اومدم توی این دنیا شانسم را جا گذاشتم ......

نوشته شده توسط داش مجیدسوزوکی ,

درباره وبلاگ
 
تیم بازی امتیاز
1 سپاهان 16 31
2 ذوب‌آهن 16 30
3 استقلال 16 27
4 استيل‌آذين 16 27
5 پرسپوليس 16 26
6 پيكان 16 25
7 مقاومت 16 24
 

 
لیست دوستان

سایت تفریحی
فال آنلاین حافظ
عکس بازیگران
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
قالب وبلاگ
 

 

کد تغییر شکل موس
بخش ویژه

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com